شعر، تاریخِ تحریف نشده ی ملت هاست... وَ قالبِ شعر من، قلبِ مردم است... پژواره

WELCOM TO: ZHAR.BLOGSKY.COM

X
تبلیغات
رایتل
اندیشه ی یک شاعر، باید چراغ خانه مردم باشد و نامش، ماهی بر پیشانی تاریخ... - پژواره -

آن پگاه...

شنبه 11 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 12:20 ق.ظ
صبر می کنی تبر
 تا تا آخرین
شاخه زرد شوم؟...
مرغ عشق جوجه ها
 هنوز بالغ نشده است!

آن روزِ استوایی
یادش بخیر تبر
که بر شاخه هایم سبز
پرنده را
" همه " آشیانه ی خالی بود!

نامرد!
آن شبِ بی ماه
که حتی خفاش را هم
دمبرگِ تازه می دادم!
کی؟...
آنگاه که آسمان
 سیاه می سرفید!
آن پگاه...
تو را وقتی به نگاه نمی آوردم،
که از دسته جا می ماندی
وَ به رعنایی ام
 غبطه می خوردی!...

پیکرم!
تبر بزن که دیگر
بی قرار از ایستادن است...
بزن می خواهم
 در عالمی دیگر
 ریشه ها زنم!
بزن. . .

* * * * *
- پژواره -

^ ^ ^ ^ ^ ^ ^