شعر، تاریخِ تحریف نشده ی ملت هاست... وَ قالبِ شعر من، قلبِ مردم است... پژواره

WELCOM TO: ZHAR.BLOGSKY.COM

X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
اندیشه ی یک شاعر، باید چراغ خانه مردم باشد و نامش، ماهی بر پیشانی تاریخ... - پژواره -

افتاده ام

پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 11:15 ق.ظ
آکنده دلم هنوز
به آمدنت گرم است
سرد حتی
برای بردن خاکسترم!
* * * *
افتاده ام!
نه از سر زبان ها
مثل اسبی از نفس
گرسنه چمدانی از دست
سوسوی ستاره ای نارس!
بی برگ
 رسیده سیبی از درخت!
* * * *
مرده - من - مردم!
دیوانه ای هستم
که از صخره افتاده ام!
* * * *
خاسته
لطفا بایستید!
اینجا
یک " قلب "
سکوت
کرده است!
* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب