روزی، فردایی یا، حال دنیا سحری خوب شود اگر آشوب درد ها تا همیشه سرکوب! قلم را دیگر رها می کنم و بی غم با دلم آسوده غروب! . . .
گاهی هیچ راهی جز رفتن
هموار نیست اینجا
کوفه ترین شهر جهان است!
- پژواره -
... گاهی باید زمین خورد
گرمای دستها را تا اندازه
گرفت رّدی یا از آدمیت!
* * * *