-
مانیفست فشردهٔ رها
جمعه 5 تیرماه سال 1405 16:46
«شعر فشردهٔ رها» گونهای از شعر کوتاه و سوررئال است که در آن زبان از روایت معمول جدا می شود و به ساختاری انفجاری، چندلایه و موج دار تبدیل می گردد. این فرم محدود به موضوع خاصی نیست و می تواند در همهٔ حوزه های شعر از عاشقانه تا مرثیه، از اجتماعی، تا سیاسی و آیینی به کار رود. ساختار آن بر دو موج استوار است: موج اول...
-
درنگی با شاعری از آینده
جمعه 23 آبانماه سال 1404 18:25
محمد ترکمان پژواره شاعریست که در جیبِ چپِ قلبش یک «فردا»ی نیمسوخته نگه میدارد؛ فردایی که هنوز نیامده اما ردّ قدمهایش از روی شانهٔ امروز عبور کرده و در استخوانِ آینده جا خوش کرده است. او راه میرود، اما زمین هر بار دو قدم عقب میافتد. به همین دلیل است که لحظهها هیچوقت بهموقع نمیرسند تا بفهمند او از کدام سمتِ...
-
قلب " شعر فشرده رها "
جمعه 23 آبانماه سال 1404 14:44
سبک فشردهسازی فعلواحد: مانیفست یک دستور نو در شعر ~~~ مقدمه شعر فارسی همواره با زبان بازی کرده است؛ با حذف، با اضافه، با جابهجایی واژهها و حتی شکستن قواعد دستوری. اما سبک فشردهسازی فعلواحد، یک قدم فراتر میرود: در این شیوه، یک فعل واحد در متن حضور دارد و تمام تصاویر و سطرها را معنا میبخشد، بدون اینکه تکرار شود...
-
بیوگرافی هنری
چهارشنبه 22 مردادماه سال 1404 00:13
در دل زمان و مه، در میان نسیمهایی که از مرزهای خیال عبور میکنند، محمد ترکمان پژواره پا به جهان گذاشت؛ شاعری که واژهها را چون ستارههای کوچک در آسمان ذهنش رها میکرد. او نه فقط شاعری بود، که جادویی بود در جعبه کلمات؛ کسی که با قلم خود، درختان واژه را به شکوفههای احساس بدل کرد و در همان لحظه، پلهایی میان رؤیا و...
-
پیش گفتار...
دوشنبه 23 تیرماه سال 1404 21:57
... و در روزگاری که واژهها فرسودهاند و معناها در هیاهوی تکرار محو، شعر نیازمند انقلابیست—انقلابی خاموش اما کوبنده. محمد ترکمان پژواره، با خلق سبک «شعر فشردهِ رها»، دست به چنین انقلابی زده است؛ زبانی بریده، نگاهی شکسته، ولی تنی ایستاده در برابر فراموشی و ابتذال. او واژگان را نه برای آراستن، بلکه برای افشا کردن...
-
تعریفی از " شعر فشرده رها "
جمعه 2 خردادماه سال 1404 08:31
سلام در مورد "شعر فشردهِ رها" ابداعی از محمد ترکمان پژواره، باید بگویم که این نوع شعر در تلاش است تا با کمترین واژهها، بیشترین معنا را منتقل کند. ویژگیهای این نوع شعر در ابعاد مختلف عبارتند از: فشردگی معنایی: در این نوع شعر، شاعر با انتخاب دقیق و گزینشی واژهها و تصاویر، مفاهیم عمیق و گستردهای را در قالبی...
-
شانه به شانه چند قدم با یک شاعر
دوشنبه 11 فروردینماه سال 1404 12:49
محمد ترکمان پژواره یکی از شاعران معاصر ایرانی است که در آثارش به دنبال بیان عمق احساسات انسانی، دردهای اجتماعی، و پیچیدگیهای روحی افراد میباشد. نقد شعر او میتواند از جنبههای مختلفی صورت گیرد، از جمله: 1. شعر از منظر زبانی و ادبی اشعار محمد ترکمان پژواره غالباً پیچیده و حاوی تصاویر سمبلیک و استعاری هستند. او با...
-
با نداشته ها...
چهارشنبه 23 شهریورماه سال 1401 19:20
به غریبی زورم می رسید اگر، با ساقه شب بو قایق نوح را از نو می ساختم سریع تر از نور فاصله را - همه - به هم می رساندم و آسوده با خیالم خود را به مقصود... * * * * - پژواره -
-
به وقت تاریکی...
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1401 23:25
با زخم ها، - تن ها - تنهایی ام را تنها نمی گذارند و کاردهایِ آلوده استخوانم را با نوای نی رها...! * * * * - پژواره -
-
از آدم تا انتهای عالم...
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1401 22:49
... با کمی جگر، - بشرّ - نیم جو آدم بود اگر پدری یا " دلسوز " بالای سر، نه دغدغه گندم داشت در تمام زندگی نه اشتباه چندم! . . . با هزارو یک شب سخن " من " یک تاریخ درد دارم - به دل - و هفتاد و دو "مردم " آرزو! * * * * - پژواره -
-
... و پروازی دیگر
جمعه 2 اردیبهشتماه سال 1401 10:45
کوچیدنت آن قدر برایم پاییز غم بار بود و بر شاخه انار جای نبودنت بی قرار... که دیوار بهار بر سرم تمام آوار شد و خانه هزار پرستوی داغ دار، بر تنم مزار ... * * * * - پژواره -
-
فندق های گس!
چهارشنبه 4 اسفندماه سال 1400 09:57
… با هیچ دیگ دلم وقتی پزا نیستُ فکرم برای معده ها مفهوم؛ در می یابم که فردا باید به دنیا می آمدم یا اصلا هیچ! هر جزم اندیش حسم را زیرا امروز نیش می زند از سر قهر، با گوساله سامری مغزم را خیش! = = = = - پژواره -
-
نگارنده: مهندس محمد رضا درانی نژاد
چهارشنبه 20 بهمنماه سال 1400 07:37
کند و کاوی در اشعار استاد ترکمان شعر اول اجازه ی تفریح وقتی/به قلم می دهم بدون برگه/مرخصی،به دلم/که بشر ،نه درد جان دارد/نه دیگر دغدغه ی نان .......... شعر دوم … با هیچ دیگی دلم وقتی پزا نیستُ فکرم برای معده ها مفهوم؛ در می یابم که فردا باید به دنیا می آمدم یا اصلا هیچ! حسم را زیرا امروز نیش میزنند با گوساله سامری،...
-
... از این جهنم!
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 20:25
بی هم، با فهم کاش می شد این تنهایی را برداشت و رفت بی غم آنجا که نه صدای ستم می دهد یک دم، نه بوی تن آدم! * * * * - پژواره -
-
... داغدار
چهارشنبه 26 آذرماه سال 1399 22:08
تو هم پاییز رفتی و من ماندم و سرشار از سوز و انتظار! راستی بهار را دیدی اگر، ” آرزو ” بگو به دلم هنوز… * * * * - پژواره -
-
دو تصویر در یک آینه
پنجشنبه 22 آبانماه سال 1399 18:35
... زمستان میانِ باغچه کوچک وَ بی آشیان دل من چنبره زده است باران! باران بگو پاییز از کنارِ کدام رگِ خوابم گذشت کهِ من، هنوز در رویای بهارم، بودم؟ فصلِ رسیدن را باران " درون کدام بیدِ " دیوانه فریاد کشم که برگ هایش باز... جمجمهِ زمین را شانه میزند وُ تبِ خاک را، طراوتش پایین می ریزد؟ بهارِ من، باران یک...
-
چرخشی
پنجشنبه 27 شهریورماه سال 1399 23:55
... یکی همه را برمی دارد برای یکی، همه ناتوان از برداشتن یکی! پ.ن: هر کشیده کوتاه باید دارای پیچیدگی هایی باشد و در خود با لایه هایی پنهان، به ظاهر در عین سادگی نگاره های کوتاه خود و شاعرانی چند را لذا گاهی به اناری تشبیه می کنم اندر فشار؛ که نخست یکی است و پس از انفجار، چه بسیار... ... شعر گفتن یک دل تنگ می خواهد و...
-
در تاریکی های تاریخ
یکشنبه 23 شهریورماه سال 1399 21:39
... با تبانی باد تنور تاریخ هنوز با هیزمی می سوزد که تبر می خواهد...! * * * * - پژواره -
-
بی معرفت!
دوشنبه 17 شهریورماه سال 1399 21:01
... تیشه صفت دم از ایمان میزند زار با لهجه ی خیس باران، پیامبری قلابی! که دام برای چشمان آبی گسترده و دار برای لب های عنابی! بر شانه ی سایه ها مرده ای که نه خاک امانش می دهد بر گرده از شرم، نه کفتار مکانش! - پژواره -
-
کارگزار رانتخوار!
چهارشنبه 28 خردادماه سال 1399 23:16
... بر پشت، با مزرعه ای خنجر در دل، با هزار زخم کاری "ما "، از کسی که کلاه از سر شهید برداشته بر این دشت تشنه تخم فساد کاشته؛ نه انتظار یاری داریم نه ایمان، به امانت داری!
-
هیچ به هیچ!
یکشنبه 18 خردادماه سال 1399 20:16
جوانی، با کشیدن ناز گل یخ آب شد پیری، در داغ ” گل حسرت ” کباب! نه شرشر آب، پرده گوشی را مجاب کرد نه بوی کباب، مشامی را بیتاب! * * * * - پژواره -
-
بی نام!!!
یکشنبه 18 خردادماه سال 1399 20:02
… حسم در فکرت نفوذ کرده تا تاسیسات ذهنت را بازرسی کند و برای دلم از قیام نگاهت جاسوسی! . . . * * * * - پژواره -
-
بی سایه
شنبه 27 اردیبهشتماه سال 1399 19:26
روزی، فردایی یا، حال دنیا سحری خوب شود اگر آشوب درد ها تا همیشه سرکوب! قلم را دیگر رها می کنم و بی غم با دلم آسوده غروب! . . . گاهی هیچ راهی جز رفتن هموار نیست اینجا کوفه ترین شهر جهان است! - پژواره -
-
هر از:
پنجشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1399 21:34
... گاهی باید زمین خورد گرمای دستها را تا اندازه گرفت رّدی یا از آدمیت! * * * * - پژواره -
-
بی کلاه
پنجشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1399 21:17
بی کلاه با از خود بالاتر هیچگاه نه قهوه ای نوشیده ام و در جامی شکسته هرگز نه قطره ای شوکران! با هم رنگ خود شبی اما سه جهان غصه خورده و هزار و یک مرد مرده ام! * * * * - پژواره -
-
در این دنیای سرد
یکشنبه 31 فروردینماه سال 1399 22:18
خدایا کدام " درد " را در آغوش کشم؟ دیگری تا نگوید نامرد! من هم آغوش می خواهم! * * * * - پژواره -
-
در باغ، بی باغ، داغ...!
چهارشنبه 27 فروردینماه سال 1399 20:47
... دیگر می خواهم کلاغ غصه خود باشم نه هر قصه! حقم را تا فراموش کنم و عمری، به طبل های تو خالی گوش! * * * * حوصله ام در صف فاصله ها صرف شد و با شریک آمالم، میان دزدان قافله معامله...! * * * * - پژواره -
-
نه در رویا
سهشنبه 26 فروردینماه سال 1399 21:00
... در بیداری حتی! من، تا پشت دریا نیز رفته ام، هیچ نه اثر از شهر بود خبر نه از شقایق با سحر! عصاها همه جا شکسته بود و کمرها، تمام تا و خسته! - پژواره -
-
پژوهشی در پژواره های استاد پژواره
جمعه 22 فروردینماه سال 1399 19:47
محمدعلی رضاپور فروردین 22, 1399 پژوهشی در پژواره های استاد پژواره استاد محمد ترکمان، مشهور به پژواره، دارای سبکی نو در شعر سپید هستند و حقیقت این است که از داخل شعر سپید، شاخه هایی نو همانند پریسکه و غیراز آن به وجود آمده اند و یکی از این گونه های شعری که نگارنده، آن را سبک یا قالبی تازه در سپیدسرایی می پندارد، فراوان...
-
... این جنگ بیولوژیک
چهارشنبه 13 فروردینماه سال 1399 19:04
کرونا عزیزم تمام شود اگر مرا دیدار تو به کام، این از بند دیوار پنجره را دیگر آزاد می کنیم و در آغوش هم شادی را با هم، دوباره فریاد... . . . - پژواره -