خود را به مقصود...
* * * *
- پژواره -
... تیشه صفت
دم از ایمان میزند زار
با لهجه ی خیس باران،
پیامبری قلابی!
که دام برای چشمان آبی
گسترده و دار
برای لب های عنابی!
بر شانه ی سایه ها
مرده ای که نه خاک
امانش می دهد بر گرده
از شرم، نه کفتار مکانش!
- پژواره -
جوانی، با کشیدن ناز گل یخ
آب شد
پیری، در داغ ” گل حسرت ”
کباب!
نه شرشر آب، پرده گوشی را
مجاب کرد نه
بوی کباب، مشامی را بیتاب!
* * * *
- پژواره -
… حسم در فکرت نفوذ کرده
تا تاسیسات ذهنت را
بازرسی کند و برای دلم
از قیام نگاهت جاسوسی!
.
.
.
* * * *
- پژواره -
روزی، فردایی یا، حال دنیا سحری
خوب شود اگر آشوب درد ها
تا همیشه سرکوب!
قلم را دیگر رها می کنم و بی غم
با دلم آسوده غروب!
.
.
.
گاهی هیچ راهی جز رفتن
هموار نیست اینجا
کوفه ترین شهر جهان است!
- پژواره -
... دیگر می خواهم کلاغ غصه خود باشم نه هر قصه!
حقم را
تا فراموش کنم و عمری، به طبل های تو خالی گوش!
* * * *
حوصله ام
در صف فاصله ها
صرف شد و
با شریک آمالم،
میان دزدان قافله
معامله...!
* * * *
- پژواره -
... در بیداری حتی!
من، تا پشت دریا نیز رفته ام،
هیچ نه اثر از شهر بود خبر
نه از شقایق با سحر!
عصاها همه جا شکسته بود و
کمرها، تمام تا و خسته!
- پژواره -
غروب که سر می رسد
تنهایی ام دلش می گیرد
- وی - را کاش می شد
برداشت و رفت آنجا
که با غم نه صدای ستم
میدهد نه بوی تن آدمی!
* * * *
- پژواره -
... می روم!
این دنیا بیشتر
به بله قربانگو نیاز دارد آزاده
شهید ایستاده
سبز، تا شاعری شکل من!
... دور می شوم
هوشیاری ام را دیگر تا سرکوب
نکنند و
شهر دلم را، با حسادت آشوب!
* * * *
- پژواره -
- بی گناه - قلم را
من، وقتی زمین
می گذارم دلم را
به راه خود رها،
که
در حسرت ماه شدن
شبی،
با آهش کودکی هیچ
فلک را طلب نکند تر
و نگاهش
حال ملکی را منقلب!
* * * *
- پژواره -
... با ریا، فردا
بر مزارم زاری
نکنید در سوگم
مرده خواری!
دستی امروز
به بارم
زنید سری یا
به تنهایی ام!
* * * *
- پژواره -
... تبم تنها
با صدای پای سکوت خاموش
می شود و دردم
در خلوت با تنهایی، فراموش!
* * * *
- پژواره -
... پای دیواری بلند بی پناه
امروز اگر حاشایم می کنند،
در سپید ترین
برگه تاریخ فردا می دانم
خواهم غنود!
به آرزویم اما وقتی نرسم
چه سود
لایِ ورق پاره هایِ تاریخ
نشانم، مزارم یا
افتخارِ مزبله ایی متروک؟...
آنگاه باری که راه ها
پوست می اندازند!
بی تردید با نامم ماندگار
در حاشیه شهری فقیر
بر اشکنِ کوچه مردهایش
شکوفا...
دور از نگاهِ هرزِ هر بادی
مزدور
خواهیم درخشید!...
* * * *
- پژواره -
کرده در ختمم فقط فقرا را فرا خوانند،
یامفت
اغنیا از فقراتم زیرا زیاد بالا رفته اند و
با کفش کثیف، در فکرم، قدم آهسته!
* * * *
- پژواره -
... مانده ام
که برای کِه بسوزم!
خاکسترم وقتی
سرگرمی باد است باد
بازیچه بیداد!
* * * *
- پژواره -
... سد نیستم!
رودی هستم
خسته که دارد
به دریا می رسد،
آی " جویباران "
دستم بتکانید!
من
بر خواهم تابید
تنگ
و دیگر چشمی
- هیچ - قادر
به دیدنم نیست!
* * * *
- پزواره -
درد هایم تازه نفس، شبی اگر
امانم دهند
اشک هایّم را تا سحر نگریم،
نمادهای مرده پروانه هـا را
از - انجماد - نجات می دهم وُ
کلکسیونرهای بی هنر را بر
بیدی بی برگ خواهم آویخت!
* * * *
- پژواره -
تنهایی را تو از من گرفتی
تا در تبت بسوزم
هنوز در سوگِ تنهایی بودم
کِه - تو - تنهایم گذاشتی!
از تو - من -
به جرم قتل تنهایی ام
شکایت می کنم!
* * * *
- پژواره -
- من - شاعر نیستم!
نقاشی هستم عاشق
که نقاشی نمی داند!
غریب غصه دار دیر
داغ شاید، قهرمانی
که به
آخر قصه رسیده ام!
* * * *
- پژواره -
... دلگیرم!
مردافکن، بر گرده
نه از دردهایی که
می کشم...
دلگیرم از باراندازی
که به آن نمی رسم!
* * * *
- پژواره -
نگرانم و دست خودم هم نیست،
مردم می گویند: افسردگی دارم!
اما من همیشه نگران همین مردمم!
* * * *
- پژواره -
بر دریا، ماه خود را
تنها یک بار
می نگریست اگر،
رفته سرافکنده
دیگر بر نمی گشت !
* * * *
- پژواره -
_______
نقد در بخش نظرات
... تن
به خاک نمی دهم
تا نگاهم می کنی،
دل نه به " هوا "
در آغوشت وقتی
به خدا می رسم !
* * * *
- پژواره -
دلم هیچ راهی نرفت
جز راه خدا،
سعادت بشرّ
وقتی رسالت قلمم بود
باغ بی غم، مقصدم !
* * * *
- پژواره -
با آینه دق تا ننشینی
عمری،
صدای نه شکست را
می فهمی
با سوختن نه معنای
ساختن را...
بی شمعدان غباری
دیر،
از دیوار آینه ایی که
نه می شود بازش
کردُ
عاشقانهِ، نهَ نازش !
* * * *
- پژواره -
... گاهی باید زمین خورد !
دمای دست ها را تا اندازه
گرفت ردی یا، از آدمیت !
.
.
.
= = = =
... دغدغه من غمی است
تنها که
بر چهره حقایق نشسته و
با قمه، دقی بر سینه ام !
* * * *
- پژواره -
کویی الهه ماه
کهِ کوچه های دلم را
هر غروب - من -
با اندوه باران
خیس می کنم
فرشته فرشته
با مژگان، جارو؟...
= = = =
- پژواره -
^ ^ ^ ^ ^ ^ ^