«شعر فشردهٔ رها»
گونهای از شعر کوتاه و سوررئال است که در آن زبان از روایت معمول جدا می شود و به ساختاری انفجاری، چندلایه و موج دار تبدیل می گردد.
این فرم محدود به موضوع خاصی نیست و می تواند در همهٔ حوزه های شعر از عاشقانه تا مرثیه، از اجتماعی، تا سیاسی و آیینی به کار رود.
ساختار آن بر دو موج استوار است:
موج اول با یک جرقه زبانی آغاز میشود؛
جایی که یک فعل در مرز جمله قرار می گیرد و نقش
«پل اجباری» میان دو بند را بازی می کند. این فعل، معنای بند اول را ناقص نگاه میدارد و خواننده را ناگزیر به عبور به بند دوم...
موج دوم ادامه نحوی همان فعل است،
اما به جای توضیح،
به "انفجار" تصویر تبدیل میشود؛
تصاویر فشرده، چندلایه، سوررئال و گاه معمایی یا رازآلود، که در پایان، بدون نیاز به فعلی مستقل، شعر را در یک «فرود تصویری» میبندند.
در این فرم، موسیقی درونی، واج آرایی، ابهام، ایجاز و پیوند آوایی واژهٔ پایانی با واژه های مرکزی شعر (واژهٔ مادر) نقش بنیادین دارند؛ به گونه ای که پایان شعر همزمان معنایی، صوتی و تصویری است و
در ذهن مخاطب به صورت بازتاب و لرزش باقیست یا ماندگار.
فشردهٔ رها نه روایت میکند، نه توضیح میدهد؛
بلکه خواننده را وادار به عبور می کند و در تصویر، رها...