-
با چشم تر
یکشنبه 15 مهرماه سال 1397 20:00
به تو هرگاه رسیدم رفته بودی! * * * * - پژواره -
-
فقدان
یکشنبه 15 مهرماه سال 1397 19:52
تنهایی را تو از من گرفتی تا در تبت بسوزم هنوز در سوگِ تنهایی بودم کِه - تو - تنهایم گذاشتی! از تو - من - به جرم قتل تنهایی ام شکایت می کنم! * * * * - پژواره -
-
حج کج!
یکشنبه 15 مهرماه سال 1397 17:35
با دل من حاجی راه می آمدی اگر با اشک هایم کنار، تا خدا سفری به نامت می کردم بی خطر بهشتی به کامت! * * * * - پژواره -
-
آرزویی پیر
شنبه 14 مهرماه سال 1397 19:02
- من - شاعر نیستم! نقاشی هستم عاشق که نقاشی نمی داند! غریب غصه دار دیر داغ شاید، قهرمانی که به آخر قصه رسیده ام! * * * * - پژواره -
-
خسته وُ
شنبه 14 مهرماه سال 1397 18:33
... دلگیرم! مردافکن، بر گرده نه از دردهایی که می کشم... دلگیرم از باراندازی که به آن نمی رسم! * * * * - پژواره -
-
ایران من
شنبه 14 مهرماه سال 1397 17:14
بنده باد بودم اگر سر سپرده تبر، که دیگر سرو نبودم! بیدی بودم زرد که نه دل دارد نه درد! * * * * - پژواره -
-
سیاهه ای سیاه!
شنبه 14 مهرماه سال 1397 16:32
زیر پلک خدا تقسیم دنیا بی شرمانه ترین فعل بنی آدم بود! با ستم دردش تمام به نام - ما - قلم خورد بی غم نامردی اش کامل به کام " شما " رقم! * * * * - پژواره -
-
اصلِ اصل!
شنبه 14 مهرماه سال 1397 16:11
... با خر تا آخر خط رفته ام! - بی خر - بر " اسب " خود باز خواهم گشت! * * * * - پژواره -
-
باید رفت...
شنبه 14 مهرماه سال 1397 15:48
درد داری وقتی، درک نمی شوی لختی، سکوت جهاد اکبر است تنهایی مدینه ی فاضله ! . . . . . . - پژواره -
-
گم شو!
جمعه 13 مهرماه سال 1397 21:37
... تو نگران یاد من نباش! با باد من قرنهاست عهد بردن بسته ام! * * * * - پژواره -
-
آی ای شاعران سوسول!
جمعه 13 مهرماه سال 1397 21:29
" فقر " بی شرمانه ترین تصویریست که چهره دنیا را زشت کرده دل خد را خون! - سیب - را وگرنه همه می بینند! با من مردی اگر، بیا شبی درد بکش! * * * * - پژواره -
-
با تمام زشتی هایش
جمعه 13 مهرماه سال 1397 21:18
دنیا گاه در دلی کوچک بزرگ می شود؛ سینه یک کودک که نان بی روغنش را با سگی تنها قسمت می کند... * * * * - پژواره -
-
مردانه
جمعه 13 مهرماه سال 1397 20:53
غم مردم را زیاد خورده ام! حلالم نکردند اگر، جای فقرا دردم کشند! و بر مزارم کنند: این مرد وقتی مرد بدن نداشت! * * * * - پژواره -
-
با کاغذ های باطله!
جمعه 13 مهرماه سال 1397 11:14
شاعری تنها کتاب داری نیست! خرد، ایستاده، خراب به پای مردم دردکشیده کباب و چکه چکه آب شدی اگر، شاعری! * * * * - پژواره -
-
. . .
پنجشنبه 12 مهرماه سال 1397 21:58
در شهر های آشوب تو هیچ مردی زنده نیست! * * * * - پژواره -
-
با تنهایی
یکشنبه 8 مهرماه سال 1397 11:12
که می داند که من با شعرم هزار و یک شب خراب می شوم شمع شمع آب؟ ستم دیده یتیم دل کودکی را تا آباد کنم به آرزو نرسیده روح پدری را شاد! * * * * - پژواره -
-
به دلم
یکشنبه 8 مهرماه سال 1397 11:02
... آرزو، بویی ست خوش که با بینی ما بیگانه است - بهتر از ما - با هرچه " نمی دانم " همخانه! * * * * - پژواره -
-
نرو!
یکشنبه 8 مهرماه سال 1397 10:45
ترکم کنی اگر، ترک بر می دارم! بر تنِ برشته ام بمان و فرشتگی کن... * * * * - پژواره -
-
به ناروا
یکشنبه 8 مهرماه سال 1397 10:30
سرنوشت مرا کسانی رقم می زنند که نه غم دارند از دنیا نه چیزی کم! * * * * - پژواره -
-
این مردم
یکشنبه 8 مهرماه سال 1397 10:23
زنده که بودم خمی یکی در آغوشم نمرد! اینک همه اما از گرده مرده ام پایین نمی آیند! * * * * - پژواره -
-
با بود و نبود
شنبه 7 مهرماه سال 1397 19:34
افسوس که ندارمش! وقتی هم داشتمش، نداشته هایم را به رخم می کشید زخم هایم، به نیش! * * * * - پژواره -
-
بلای سیاه!
جمعه 6 مهرماه سال 1397 18:45
... نفت نبود اگر، بر دوش خانه ام چراغش خاموش نمی شد! * * * * - پژواره -
-
نبودی!
جمعه 6 مهرماه سال 1397 18:30
تو کعبه ی من بودی و من استطاعت نداشتم! * * * * - پژواره -
-
نیامدی!
جمعه 6 مهرماه سال 1397 18:20
با - من - راه می آمدی اگر، بر برزخ خیالم عالمی بودی! * * * * - پژواره -
-
تمام عمر
پنجشنبه 5 مهرماه سال 1397 12:10
... با کوله ای رنج برای مردم مردانه عمری درد کشیدم، بر گرده از - مرده - جز خنجر ندیدم ! * * * * - پژواره -
-
به رنگ مردم
پنجشنبه 5 مهرماه سال 1397 12:03
کم خواهی ام نشانه سیری نیست، با گرسنگی مردمی ترم! * * * * - پژواره -
-
مردم غریب!
پنجشنبه 5 مهرماه سال 1397 11:56
نگرانم و دست خودم هم نیست، مردم می گویند: افسردگی دارم! اما من همیشه نگران همین مردمم! * * * * - پژواره -
-
بی نام
جمعه 14 اردیبهشتماه سال 1397 22:11
گاهی باید شکست گوشه ای در سوگ خویش نشست ! پژواره
-
تا زیر خاکستر
دوشنبه 16 بهمنماه سال 1396 19:43
شکسته میان من وُ این " پنجره " رازی پنهان است که تنها دیوار می داند با چناری کهِ دیگر، نیست ! . . . ^ ^ ^ ^ نفرین به باد ! که هم چتر را برد هم باران ! بی صدا، هم مرا... ^ ^ ^ ^ بی تو این آبادی شادی ندارد بی من، آزادی !!! * * * * - پژواره -
-
تا وقت هست
شنبه 14 بهمنماه سال 1396 11:29
... تو که نه دل به راه می دهی نه گل به آب ! بگو لابد به باد بیا موهایم گرسنه خاکسترند چشم هایم خمار خواب !!! * * * * - پژواره -