-
شیپوری ها
سهشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1395 11:59
تا انتهای راه دیگر از ماه نخواهم سرود ! وی را به خورشید بخشیدم خود را به رود ! ^ ^ ^ ^ سرم سبز است اگر، برای مردم - تا - کمر مرده ام ! ^ ^ ^ ^ ورنه برای " هدفم " ایستاده از سر نسوزم اگر، خر زالو ها مگس پروانه می شوند ! خفاش، الهه شعرم ! ^ ^ ^ ^ گونه هایم پاییز ! تالاریست از گفتمان اشکها که خواهش لب هایم را...
-
تا لب هایت
پنجشنبه 9 مهرماه سال 1394 15:38
در انقلاب نگاهت - من - تنها مجسمه این شهرم! که در میدانی - سرخ - هنوز پا بر جاست ! * * * * - پژواره -
-
...
پنجشنبه 9 مهرماه سال 1394 11:35
تا ناگفته ها سوخته سینه ام ! مصمم نفسم برای پرواز. . . قفسم ! حوصله هیچ مرغی را ندارد ! ختم مرا در آینه بگیرید ! * * * * - پژواره -
-
افتاده ام
پنجشنبه 9 مهرماه سال 1394 11:15
آکنده دلم هنوز به آمدنت گرم است سرد حتی برای بردن خاکسترم! * * * * افتاده ام! نه از سر زبان ها مثل اسبی از نفس گرسنه چمدانی از دست سوسوی ستاره ای نارس! بی برگ رسیده سیبی از درخت! * * * * مرده - من - مردم! دیوانه ای هستم که از صخره افتاده ام! * * * * خاسته لطفا بایستید! اینجا یک " قلب " سکوت کرده است! * * * *...
-
کوبه 5
دوشنبه 6 مهرماه سال 1394 18:23
یکی اگر به حق خود رسد، سکوت می کند دیگری به مقامی که سزاوارش نیست! ^ ^ ^ ^ پ.ن: - سیاست - اساس " فقر" است فقر، اساس سیاست! * * * * - پژواره -
-
کوبه 4
دوشنبه 6 مهرماه سال 1394 18:19
گاهی مقام دام می شود دام ها مقام! * * * * - پژواره -
-
کوبه 2
دوشنبه 6 مهرماه سال 1394 18:15
گاهی یک - دوستت دارم - یعنی زهرترین واژه زندگی! * * * * - پژواره -
-
کوبه 1
دوشنبه 6 مهرماه سال 1394 18:13
تو کعبه منی و من استطاعت ندارم! * * * * - پژواره -
-
آخرین برگ
جمعه 1 خردادماه سال 1394 11:14
لب هایت پاییز ناودانی ست جادویی بر استخوان گونه ام آن بیرنگ - گاه - که می شکند در خون گوش دلم! وَ آغاز آزادی را با ناز آواز می کند!. . . از باد های - ولگرد - دلم پاییز چنان گر گرفته که تا غروب رقصم اگر، محال است دیگر خاموش شوم! تنها پاییز به جای همّهِ تن ها دلم من، لرزیده است!... بر اشکن کوچه یاد سحر نبود اگر ریخته...
-
تا قاصدک
سهشنبه 7 بهمنماه سال 1393 20:51
کویی الهه ماه کهِ کوچه های دلم را هر غروب - من - با اندوه باران خیس می کنم فرشته فرشته با مژگان، جارو؟... = = = = - پژواره - ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^
-
راه
شنبه 13 دیماه سال 1393 14:05
- من - رفتنی بی رد - تو- آدینه آمدن. . . . . . کویی الهه آفتاب؟ کهِ نه از یادم می روی. . . نه آغوشم تبت را فراموش می کند! * * * * * - پژواره - ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^
-
آخرین غروب
جمعه 12 دیماه سال 1393 13:55
آفتاب اگر عاشق شقایق نبود آخرین غروب را با دختران ایل جشن می گرفت. . . * * * * * من از لحظه ها دلگیرم! * * * * * - پژواره - ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^
-
عبور. . .
شنبه 29 آذرماه سال 1393 10:56
به جاذبهِ زمین زورم اگر می رسید پرتوم را پس می گرفتم!. . . * * * * * دل می خواهم های! از این عالم کِه هر شب بر تنم - تب - می کند کنم؛... از کام گلها پرچمم جایی جوانه زند دوشیزه کهِ جز مهر ماه فصلی دیگر ندارد! ناخنِ عاریتی هیچ دردی بهِ گردهِ جانِم آنجا آری - تا - نرسد! رأسِ ساعت سیری آن دیار کهِ دوست می دارند مادام. ....
-
ارغوانی، چند لحظه. . .
یکشنبه 16 آذرماه سال 1393 14:43
دلم را مهم نیست - تنها - تو شکنی با افتادن هر برگ من درخت درخت می شکنم! = = = = تشنه ام! کلید دلم را کاش با خود نمی برد آخر شام همیشه من خون می خورم! = = = = تا قصاص من تو از پای نمی افتی؟... بی نفس تو من اما زرد می شوم! = = = = غمگینم! نه برای خویش برای مردمی که غم می فروشند با نیرنگ، تا شادی خرند! = = = = تشنه این...
-
استاد
دوشنبه 10 آذرماه سال 1393 01:12
استاد اگر نبود از فقرات مهره مهره ریخته بودم ایستاده آسمان آسمان ستاره شدم! * * * * * - پژواره - ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ تحلیل مفصل در بخش نظرات
-
عروج. . .
یکشنبه 9 آذرماه سال 1393 12:41
تا به پای مردم درد کشیده نریزم - فرهیخته - نمی شوم! * * * * * - پژواره - ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ تحلیل در بخش نظرات. . .
-
در امتداد هم . . .
سهشنبه 22 مهرماه سال 1393 16:14
سحری اگر آیی. . . افسانه ها افسرده. . . اساطیر می میرند! * * * * آه پاییز! تا غروب صبر کنی اگر بختم باز می شود! * * * * گاهی باید فراموش شد آغوشت را تا باور کنند! * * * * سکوت سهم ستارگانی ست سوختهِ در آستین آسمان! * * * * * - پژواره - ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ تصویر " نمادین "
-
قتلگاه خیال
سهشنبه 8 مهرماه سال 1393 13:05
به گور سرد خیالم بیا و اشک بنوش به آرزوی محالم بیا و اشک بنوش دلت اگر که هوای شراب خونین کرد به شام تیرهِ حالم بیا و اشک بنوش سراغی از من و بیتابی ام نمی گیری به لحظه های زوالم بیا و اشک بنوش کنار چشمهِ جوشان عشق و ساده دلی شکسته اند دوبالم! بیا و اشک بنوش دمی کنار تو شاید حرام بود به من! دلت نکرد حلالم؟ بیا و اشک...
-
بی تابی. . .
سهشنبه 8 مهرماه سال 1393 12:14
تمام بار دنیا ماند بر پهنای دوش من! نوازش کرد سیلی های بیرحمانه گوش من مرا سهراب وار از تیغ نا غافل بنوشانید! که بعد ازمرگ من می آورید افسوس، نوش من مرا مصلوب می بینید اما راضی ام زیرا که رسوا می شود حواریّ آدم فروش من! بکوب ای هستی ِ جلاد میخت را به دستانم! که چون منصور میمـاند به تاریخت سروش من پرم از گنج های سرخ و...
-
آخرین خواسته
سهشنبه 8 مهرماه سال 1393 12:05
آن زمان کز سینه ام دل می گریخت همچنان کز شِدتِ غم می گریست آنکه همچون شیشه ای خون رنگ بود بیش از اندازه برایم تنگ بود گفتِ با ناله مرا، ای نامراد! گر دِلَت جان بر سرِ این ره نهاد مردِ بادا ! گر من از این راهِ دور راهِ پیر و پر نشیب و راهِ کور! بر نگشتم تا تو را گیرم بغل کن کناره اول از قوم دغل! وانگهی از بهرِ من تیره...
-
نگاه ارغوانی
یکشنبه 6 مهرماه سال 1393 18:08
با مژگانت قایقی خواهم ساخت به وسعت دو رنگین کمان بر قامت نگاه ارغوانی ات من به مهمانیِ آفتاب می روَم! * * * * * - پژواره - ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^
-
در واقع. . .
جمعه 4 مهرماه سال 1393 15:01
عاشقی یعنی نرسیدن بریدن!... نه از هم - از- نفس! * * * * * - پژواره - ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^
-
صبر کن!
سهشنبه 1 مهرماه سال 1393 10:13
ای درخت چه سخت برای باد می رقصی... وَ دل از وصله های پریشان خود نمی کنی؟... حریفِ باد نمی شوم اما این "وصله " های زرد که از تنم می ریزند رختِ با شکوه بهارم بودند! صبر کن! برف می آید و باز شکوفه می آری!. . . * * * * * - پژواره - ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^
-
سه کوبه . . .
شنبه 29 شهریورماه سال 1393 22:45
اعصاب من، - مستطیلی ست - به رنگ چشم های تو ! * * * * * بی تو من به " گل " خواهم نشست! * * * * * از این هپروت بیا... بِه ملکوت سفر کنیم!... * * * * * - پژواره - ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ تصویر " نمادین "
-
آمیخته ام!
پنجشنبه 27 شهریورماه سال 1393 14:13
میان این مسی قفس من، ماندم هم نفس ناز تو کشم درد خودم را یا...؟ لای این تلاقی ی بی مسیح از دست می ترسم دهم هم درد خویش هم نوش تو را بی - ناز- تو، می شکنی - بی - خروش، مـن، می میرم. . . = = = = نهال لا به لای - آیین - ها آنقدر دنبال آیینه ی خوشبختی له له زدم کهِ هِ عمرم شکست! = = = = دستم به خرخره ی برجهای سیاه نمی رسد...
-
بوم رنگ
چهارشنبه 26 شهریورماه سال 1393 11:28
گاهی یک - دوستت دارم - یعنی بر پنجره ای شکسته عمری نگریستن... دست بر زانو، نسل نسل به خود ناسزا گفتن!... * * * * * لحظه ها خاطره خواهند شد آنگاه که دیگر- باز - نمی گردند! = = = = پ . ن : شعر خواستن نیست! نه دست - خود - وقتی درد داری این واژه است که با تو، کار دارد! * * * * * - پژواره - ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^
-
آهیخته ام
شنبه 22 شهریورماه سال 1393 01:43
بویِ نفسی خستهِ می آید... شیهه ایی واژگون بارقهِّ زینی شکستهِ رکابی بریدهِ، سوخته یالی، عنانی علیل بر عناد جاده های گرم... نه ی آمدنی ولرم، مردی شهید در التهابِ نیامی نجیب! = = = = پ . ن : بوی توطئه ی طوطیان عربده کش می آید... نا لوطیانِ چماقدار بر پالان های طلایی! * * * * * - پژواره - ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^
-
جرم، چند فقره!
چهارشنبه 19 شهریورماه سال 1393 13:50
من، غم تو را می خورم - تو - درد - مرا - بکش فعل شادی ها - هنجار - شکنی است! = = = = پنجره با آه سرد خیس نمی شود! = = = = شاید تقدیر حق داشت کهِ با من نساخت خود - را - زیرا امروز با سوختن ساخته ام! = = = = لب دلم انگار سکوت می خواهد! پیکرم چقـدر سنگین شده است! = = = = پ.ن : مرا چرا مجازات نمی کنند؟... در غربت موهوم من...
-
ترس !
دوشنبه 17 شهریورماه سال 1393 19:55
سلاح در دست ندارد درختی ست تنهاتر از خودش! وَ نگاهش گلوله ای ست کِه از سینه من سیر نمی شود!... * * * * * پ . ن : حوا اگر به جای سیب - گندم هم گفته اند - هوای کباب می کرد! تمام مردم " امشب" گیاهخوار... وَ بوی کباب از بوی مردار زننده تر... تا آنجا کِه کفتار هم اشتهایِ استشمام نداشت...! * * * * * - پژواره - ^ ^...
-
آهسته بخوان. . .
دوشنبه 17 شهریورماه سال 1393 18:30
به تنهایی رفتن رشک نمی ورزم نه دلخوشم به اشکی که رد نیامدنم را تر کند! مرا چه سود که خیلِ اسبان برهنه با دُم های مرصع عرصه بر غصه ی روزم تنگ شبم را با مشام شیهه کشند! به بازگشت اما ایمان دارم نه به تنهایی هم تاز با سیصد و سیزده سوار خوش چهره وُ کرّار که منِ بی مقدار را با اقتدار خواهند سُرود... سرم! سرم پسرم در...