-
کوبه، سه انگاره
پنجشنبه 14 دیماه سال 1396 09:52
او آواره من بود من بیچاره او نه او به من رسید نه من، به آرزو ! * * * * منتظر مژگانم را برف گرفته بی امان چشمانم را باران به حرف ! * * * * من، عاشق تنهایی ام - تنهایی - عاشق من ! = = = = - پژواره -
-
فشرده یک آه !
یکشنبه 7 آبانماه سال 1396 12:57
بر دریا، ماه خود را تنها یک بار می نگریست اگر، رفته سرافکنده دیگر بر نمی گشت ! * * * * - پژواره - _______ نقد در بخش نظرات
-
فشرده - نه -
چهارشنبه 19 مهرماه سال 1396 00:08
... تن به خاک نمی دهم تا نگاهم می کنی، دل نه به " هوا " در آغوشت وقتی به خدا می رسم ! * * * * - پژواره -
-
فشرده - هفت -
شنبه 15 مهرماه سال 1396 01:34
دلم هیچ راهی نرفت جز راه خدا، سعادت بشرّ وقتی رسالت قلمم بود باغ بی غم، مقصدم ! * * * * - پژواره -
-
فشرده - شش -
شنبه 15 مهرماه سال 1396 01:31
سیاهی، هم عروسم را به سرقت برد - هم - اسبم، بیخیال عروسم اسب ام...! * * * * - پژواره -
-
فشرده - پنج-
شنبه 15 مهرماه سال 1396 01:29
با کمی جگر بشر نیم جو آدم بود اگر، نه دغدغه گندم داشت در تمام زندگی، نه اشتباه چندم ! * * * * - پژواره -
-
فشرده - چهار-
شنبه 15 مهرماه سال 1396 01:26
تا " تنهایی " برایم تب می کند نه تکیه بر باد می دهمُ نه تن به تبر ! * * * * - پژواره -
-
فشرده - سه -
شنبه 15 مهرماه سال 1396 01:24
چراغم را برای کسی می افروزم که خاکسترم را لگد نکند ! * * * * - پژواره -
-
فشرده - دو -
شنبه 15 مهرماه سال 1396 01:22
سرم سبز است اگر، برای مردم تا کمر سوخته ام ! * * * * - پژواره -
-
فشرده - یک -
شنبه 15 مهرماه سال 1396 01:20
در ذهن خاک " من " خاطره ایی پاک شده ام پلاکی یا، که خوانا نیست ! * * * * - پژواره -
-
تندیس های کر !
دوشنبه 20 شهریورماه سال 1396 00:40
... آی مردم شهر ! با حسد از جهل بشرّ مردم اگر، بر مزارم کنید این مرد دیگر نه درد دارد بر گرده، نه کارد از نامرد ! . . . * * * * گاهی باید خاموش شد ! در تاریکی ی نبودنت تا اسطوره شویُ بر تارک تاریخ، بودنت شهره ! * * * * - پژواره -
-
تا گمنامی ها . . .
یکشنبه 29 مردادماه سال 1396 23:29
آن ور آب ها، در هر - شهر - " شعر " می گفتم اگر، نوبل بر گردنم بود اسکارم مجسمه آزادی ! * * * * " من " بچه بدی نیستم ! برای شیر، خوب - گریه - می کنم برای بغل، خون ! * * * * در ذهن خاک " من " خاطره ای پاک شده ام پلاکی یا، که خوانا نیست ! * * * * - پژواره -
-
آقای خدا !
جمعه 27 مردادماه سال 1396 13:55
... داد ! به کدام شداد بریم کهِ بهشت از یاد - ما - رفتهِ ! بی فریاد نیم مشت خاکستریم، بر باد ! * * * * - پژواره -
-
نیم قرن تاریکی !
جمعه 27 مردادماه سال 1396 01:33
با آینه دق تا ننشینی عمری، صدای نه شکست را می فهمی با سوختن نه معنای ساختن را... بی شمعدان غباری دیر، از دیوار آینه ایی که نه می شود بازش کردُ عاشقانهِ، نهَ نازش ! * * * * - پژواره -
-
... در این عصر سرد !
یکشنبه 22 مردادماه سال 1396 23:29
... گاهی باید زمین خورد ! دمای دست ها را تا اندازه گرفت ردی یا، از آدمیت ! . . . = = = = ... دغدغه من غمی است تنها که بر چهره حقایق نشسته و با قمه، دقی بر سینه ام ! * * * * - پژواره -
-
با تنهایی
سهشنبه 17 مردادماه سال 1396 19:47
... شبی آخر، این دنیا را - تمام - خواهم زایید...! و پاک ! خواهم، رفت !... - پژواره -
-
سفید و سیاه
پنجشنبه 12 مردادماه سال 1396 00:58
... تو را دیگر هیچ عکس، به یادم نمی آورد از - من - نه باد، خبری - برای تو ! * * * * - پژواره -
-
رنجش ها
چهارشنبه 24 خردادماه سال 1396 21:31
مردگان ولگرد ! در دلم انگار هزار قطار نعل می کنند و با بیرحمی، آرزوی هایم را بغل ! * * * * - پژواره -
-
تبانی
چهارشنبه 17 خردادماه سال 1396 19:17
... با تبانی باد، تنور تاریخ هنوز با هیزمی می سوزد که تبر می خواهد ! * * * * - پژواره -
-
کاش
چهارشنبه 17 خردادماه سال 1396 19:11
کاش خانه ای داشتم دیگر تا کفش دردهایم را پنهان نمی کردم ! * * * * - پژواره -
-
نبود
چهارشنبه 17 خردادماه سال 1396 19:07
سپاس خدا را کِه خانه ندارم ! داشتم اگر، دیواری کوتاه تر از دیوار من نبود ! * * * * - پژواره -
-
فصل عبث !
یکشنبه 6 فروردینماه سال 1396 19:41
نیا بهار! تا دل ها با هم کنار نیایند آمدنت، شعار است رفتنت، شرمساری! . . من، که گفتم نیا سوار اینجا سراغ از پیاده نمی گیرد احوال سیر- از- گرسنه! ^ ^ ^ ^ در این دیار خار را پروار می کنند بهار! واژگون لاله را خوار! * * * * - پژواره -
-
بادام های وحشی !
دوشنبه 6 دیماه سال 1395 12:17
در شب های بغداد من ! شمار شاعر از - شعر - بیشتر است ! . . . ما آقا، برای این همّهِ پیامبر - مردم - نداریم ! . . . ^ ^ ^ ^ کاش حالی داشتم ! تابوتم را تا - بر می خاستم ! پاشیده این تنهایی را در ناشناخته ها می کاشتم ! . . . ^ ^ ^ ^ رنج مردم را، زیاد برده ام ! حلالم نکردند اگر، - از ما - جمجمه ام را برای - بهتران - خالی...
-
با آزادی عمل
شنبه 20 آذرماه سال 1395 00:28
اندیشه یک شاعر، باید چراغ خانه مردم باشد! نامش ماهی بر پیشانی تاریخ... * * * * - پژواره -
-
قصیده غم !
جمعه 19 آذرماه سال 1395 00:29
من از - تن ها - به تنگ آمده ام ! " تنهایی " از من ! . . . * * * * - پژوار ه -
-
عاشقی یعنی
چهارشنبه 17 آذرماه سال 1395 16:40
ترکم کنی اگر، ترک بر می دارم ! بر تن برشته ام بمان و فرشتگی کن ! ^ ^ ^ ^ گاهی باید ماند، رفت باید گاهی ! * * * * - پژواره -
-
رسانه ها...!
پنجشنبه 6 آبانماه سال 1395 16:06
بر هزاره بیم، می خواهی اگر نام آور شوی، نخست خود را باید فروخت ! بی خبر یا خون باید ریخت ! چو - من - سالها نه از دل خون خورد... گمنام تا در حاشیه شهری مرد ! * * * * من، از رسانه ها دلگیرم ! کهِ فریادم را بایکوت ! رسالت شان آلوده مقصدشان ترکستان است ! ^ ^ ^ ^ پ.ن: بیگناه، برای تمام مردمی که در جهان سوم برگ برگ طعمه باد...
-
در انتظار یار...
پنجشنبه 29 مهرماه سال 1395 17:25
فاصله ها را کهِ زورم نرسید بر دارم ! روزی اما خار ها می بخشم ! از جنوب تا شمال قطب ها را نرگس می کارم. . . * * * * پژواره
-
برای نام !
سهشنبه 30 شهریورماه سال 1395 17:58
ادبیات مان نیز شده - شاید - شبیه آیین مان ! با نیما فردا فقرات رودکی را فرقه ها می ترسم - شکستهِ ازِ چلیپا - بیاویزند...! = = = = پ.ن: از قبیله ی دل من، فرهیخته ای فقیرم که همواره غرورم را حفظ کرده نه شانه کز، خود را هرگز بالا نگرفتهِ به اسکندر با حاتم خالص - فخر- فروخته ام... = = = = گریز: هیچگاه ادعای ابداع سبک،...
-
... دیگر حرفی نداشتم !
جمعه 26 شهریورماه سال 1395 09:46
نبود اداره " شهر" اگر در چنبره مشتی نامرد ! نه دیگر نگاره ایی از- درد - می کشیدم ! سر چهار راه تندیسی نه از مسیح ! . . . عاشقانه پای واژگانم را به خانه ها باز می کردم سپس شاد روحم را از این - قفس - آزاد !... * * * * - پژواره -