شعر، تاریخِ تحریف نشده ی ملت هاست... وَ قالبِ شعر من، قلبِ مردم است... پژواره

WELCOM TO: ZHAR.BLOGSKY.COM

X
تبلیغات
زولا
اندیشه ی یک شاعر، باید چراغ خانه مردم باشد و نامش، ماهی بر پیشانی تاریخ... - پژواره -

بی نام

جمعه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 10:11 ب.ظ

گاهی باید شکست

گوشه ای

در سوگ خویش نشست !


پژواره

برچسب‌ها: تا غروب . . .

تا زیر خاکستر

دوشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 07:43 ب.ظ


شکسته

میان من وُ این " پنجره "
رازی پنهان است
که تنها دیوار می داند
با چناری کهِ دیگر، نیست !
.
.
.
^ ^ ^ ^
نفرین به باد !
که هم چتر را برد
هم باران !
بی صدا، هم مرا...
^ ^ ^ ^
بی تو این آبادی
 شادی ندارد
بی من، آزادی !!!

* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب

تا وقت هست

شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 11:29 ق.ظ

... تو که نه دل
 به راه می دهی
 نه گل به آب !
بگو لابد به باد
 بیا موهایم
 گرسنه خاکسترند
 چشم هایم
خمار خواب !!!
* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب

کوبه، سه انگاره

پنج‌شنبه 14 دی‌ماه سال 1396 ساعت 09:52 ق.ظ

او آواره من بود
من بیچاره او
نه او به من رسید
نه من، به آرزو !
* * * *
منتظر
مژگانم را برف گرفته
 بی امان چشمانم را
 باران به حرف !

* * * *
من، عاشق تنهایی ام
- تنهایی - عاشق من !
=  =  =  =
- پژواره -

فشرده یک آه !

یکشنبه 7 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 12:57 ب.ظ

بر دریا، ماه خود را
 تنها یک بار
می نگریست اگر،
رفته سرافکنده
دیگر بر نمی گشت !


* * * *
- پژواره -
_______
نقد در بخش نظرات

برچسب‌ها: تا غروب . . .

فشرده - نه -

چهارشنبه 19 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 12:08 ق.ظ


... تن

به خاک نمی دهم
تا نگاهم می کنی،
دل نه به " هوا "
در آغوشت وقتی
به خدا می رسم !

* * * *
- پژواره -



برچسب‌ها: تا غروب . . .

فشرده - هشت -

شنبه 15 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 01:36 ق.ظ

... با کوله ای رنج
برای مردم مردانه
عمری درد کشیدم،
بر گرده از - مرده -
جز خنجر ندیدم !

* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

فشرده - هفت -

شنبه 15 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 01:34 ق.ظ

دلم هیچ راهی نرفت
جز راه خدا،
سعادت بشرّ

وقتی رسالت قلمم بود
باغ بی غم، مقصدم !

* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

فشرده - شش -

شنبه 15 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 01:31 ق.ظ

سیاهی،
هم عروسم را
به سرقت برد
- هم - اسبم،
بیخیال عروسم
اسب ام...!

* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

فشرده - پنج-

شنبه 15 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 01:29 ق.ظ

با کمی جگر

بشر نیم جو آدم بود اگر،

نه دغدغه گندم داشت

در تمام زندگی، نه اشتباه چندم !

* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: غربت موهوم

فشرده - چهار-

شنبه 15 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 01:26 ق.ظ

تا " تنهایی " برایم تب می کند
نه تکیه
بر باد می دهمُ نه تن به تبر !

* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

فشرده - سه -

شنبه 15 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 01:24 ق.ظ

چراغم را
 برای کسی می افروزم
که
خاکسترم را لگد نکند !

* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: غربت موهوم

فشرده - دو -

شنبه 15 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 01:22 ق.ظ

سرم سبز است اگر،
برای مردم
تا کمر سوخته ام !

* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: غربت موهوم

فشرده - یک -

شنبه 15 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 01:20 ق.ظ

در ذهن خاک " من "
 خاطره ایی پاک شده ام
پلاکی یا، که خوانا نیست !

* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: غربت موهوم

تندیس های کر !

دوشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1396 ساعت 12:40 ق.ظ

... آی مردم شهر !
با حسد از جهل بشرّ
مردم اگر، بر مزارم کنید
این مرد دیگر نه درد دارد
بر گرده، نه کارد از نامرد !
.
.
.
* * * *
گاهی باید خاموش شد !
در تاریکی ی نبودنت تا اسطوره
شویُ
بر تارک تاریخ، بودنت شهره !
* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: غربت موهوم

تا گمنامی ها . . .

یکشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 11:29 ب.ظ

آن ور آب ها،
در هر - شهر -
" شعر "
می گفتم اگر،
نوبل
بر گردنم بود
اسکارم
مجسمه آزادی !
* * * *
" من "
بچه بدی نیستم !
برای شیر، خوب
- گریه - می کنم
برای بغل، خون !
* * * *
در ذهن خاک " من "
 خاطره ای پاک شده ام
پلاکی یا، که خوانا نیست !
* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: غربت موهوم

آقای خدا !

جمعه 27 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 01:55 ب.ظ

... داد !
به کدام شداد بریم
کهِ بهشت
از یاد - ما - رفتهِ !
بی فریاد نیم مشت
خاکستریم، بر باد !
* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: غربت موهوم

نیم قرن تاریکی !

جمعه 27 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 01:33 ق.ظ

با آینه دق تا ننشینی

عمری،

صدای نه شکست را

می فهمی

با سوختن نه معنای

ساختن را...

بی شمعدان غباری

دیر،

از دیوار آینه ایی که

 نه می شود بازش

کردُ

عاشقانهِ، نهَ نازش !

* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

... در این عصر سرد !

یکشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 11:29 ب.ظ

... گاهی باید زمین خورد !
دمای دست ها را تا اندازه
 گرفت ردی یا، از آدمیت !
.
.
.
= = = =
... دغدغه من غمی است
تنها که
بر چهره حقایق نشسته و
با قمه، دقی بر سینه ام !
* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

با تنهایی

سه‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:47 ب.ظ
... شبی آخر،
این دنیا را
- تمام -
خواهم زایید...!
و پاک !
خواهم، رفت !...


- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

باید رفت . . .

سه‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:37 ب.ظ
درد داری وقتی،
درک
نمی شوی لختی،
سکوت
جهاد اکبر است
تنهایی
مدینه ی فاضله !
.
.
.
.
.

.

- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

سفید و سیاه

پنج‌شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1396 ساعت 12:58 ق.ظ
... تو را دیگر هیچ
عکس،
به یادم نمی آورد
از - من - نه باد،
خبری - برای تو !
* * * *
-
پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

رنجش ها

چهارشنبه 24 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 09:31 ب.ظ
مردگان ولگرد !
در دلم  انگار هزار قطار
نعل می کنند و
با بیرحمی، آرزوی هایم را
بغل !
* * * *
- پژواره -
برچسب‌ها: تا غروب . . .

تبانی

چهارشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:17 ب.ظ
... با تبانی باد،
تنور تاریخ هنوز
 با هیزمی می سوزد
که تبر می خواهد !
* * * *
- پژواره -

کاش

چهارشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:11 ب.ظ

کاش خانه ای داشتم

دیگر تا

کفش دردهایم را

پنهان نمی کردم !

* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

نبود

چهارشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 07:07 ب.ظ

سپاس

خدا  را  کِه خانه ندارم !

داشتم اگر،
دیواری کوتاه تر از دیوار من نبود !

* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

فصل عبث !

یکشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 07:41 ب.ظ
نیا بهار!
تا دل ها با هم کنار
نیایند
آمدنت، شعار است
رفتنت، شرمساری!
.
.
من، که گفتم نیا
سوار اینجا سراغ
از پیاده نمی گیرد
احوال
 سیر- از- گرسنه!
^ ^ ^ ^
در این دیار
 خار را پروار
می کنند بهار!
واژگون
لاله را خوار!

* * * *

- پژواره -

برچسب‌ها: غربت موهوم

بادام های وحشی !

دوشنبه 6 دی‌ماه سال 1395 ساعت 12:17 ب.ظ
در شب های بغداد من !
شمار شاعر
از - شعر - بیشتر است !
.
.
.
ما
آقا، برای این همّهِ پیامبر
- مردم - نداریم !
.
.
.
^ ^ ^ ^
کاش حالی داشتم !
تابوتم را تا - بر می خاستم !
پاشیده این تنهایی را
در ناشناخته ها می کاشتم !
.
.
.
^ ^ ^ ^
رنج مردم را، زیاد برده ام !
حلالم نکردند اگر، - از ما -
جمجمه ام را
برای - بهتران - خالی کنید !
دلم را میان فقرا، قسمت !
* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

بزرگان کوچک

جمعه 3 دی‌ماه سال 1395 ساعت 08:06 ب.ظ
دنیا گاه
 در دلی کوچک
 بزرگ می شود،
سینه یک کودک که
 نان بی روغنش را
با سگی تنها
قسمت می کند !
* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

با آزادی عمل

شنبه 20 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 12:28 ق.ظ
اندیشه یک شاعر،
 باید چراغ خانه مردم باشد!
 نامش
 ماهی بر پیشانی تاریخ...
* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: غربت موهوم

قصیده غم !

جمعه 19 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 12:29 ق.ظ
من از - تن ها -
به تنگ آمده ام !
" تنهایی " از من !
.
.
.
* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: سه جهان تنهایی

عاشقی یعنی

چهارشنبه 17 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 04:40 ب.ظ
 ترکم کنی اگر،
ترک بر می دارم !
بر تن برشته ام
بمان و
 فرشتگی کن !
^ ^ ^ ^
گاهی
 باید ماند،
رفت باید
 گاهی !
* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب . . .

رسانه ها...!

پنج‌شنبه 6 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 04:06 ب.ظ
بر هزاره بیم، می خواهی اگر

نام آور شوی،
نخست خود را باید فروخت !
بی خبر یا خون باید ریخت !
چو - من -
 سالها نه از دل خون خورد...
 گمنام
تا در حاشیه شهری مرد !
* * * *
من، از رسانه ها دلگیرم !
کهِ فریادم را بایکوت !
رسالت شان آلوده
مقصدشان ترکستان است !
^ ^ ^ ^
پ.ن:
بیگناه، برای تمام مردمی
که در جهان سوم برگ برگ
طعمه باد سیاه می شوند !
و با سکوت، رسانه ها
به آنها خیانت می کنند...
_____
شرمسار
از روی پاییزم !
* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: هزاره بیم

در غربت موهوم

پنج‌شنبه 29 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 05:25 ب.ظ
فاصله ها را
کهِ زورم نرسید
بر دارم !
روزی اما خار ها
می بخشم !
از جنوب تا شمال
قطب ها را
نرگس می کارم. . .

* * * *

پژواره

برچسب‌ها: غربت موهوم

برای نام !

سه‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 05:58 ب.ظ
ادبیات مان نیز شده - شاید -
شبیه آیین مان !
با نیما فردا فقرات رودکی را
فرقه ها
می ترسم - شکستهِ ازِ چلیپا -
بیاویزند...!
= = = =
پ.ن:
از قبیله ی دل من،
فرهیخته ای فقیرم
که
همواره غرورم را
حفظ کرده نه شانه
کز، خود را هرگز
بالا نگرفتهِ
به اسکندر با حاتم
خالص
- فخر- فروخته ام...
= = = =
گریز:
هیچگاه
ادعای ابداع سبک، مُد، قالب، و نوآوری نکرده؛
و نخواهم نموّد؛ دلتنگ بلکه - من - سه جهان
تنهایی ام که در عالم مادی هرگز شاعر نبوده ام !
* * * *
پژواره  -

برچسب‌ها: تا غروب

... دیگر حرفی نداشتم !

جمعه 26 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 09:46 ق.ظ
نبود اداره " شهر" اگر
در چنبره مشتی نامرد !
نه دیگر نگاره ایی
از- درد - می کشیدم !
سر چهار راه
تندیسی نه از مسیح !
.
.
.
عاشقانه پای واژگانم را
به خانه ها باز می کردم
سپس شاد روحم را
از این - قفس - آزاد !...
* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: سه جهان تنهایی

شیپوری ها

سه‌شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 11:59 ق.ظ
تا انتهای راه دیگر از ماه
نخواهم سرود !
وی را به خورشید بخشیدم
خود را به رود !
^ ^ ^ ^
سرم سبز است اگر،
برای مردم
- تا - کمر مرده ام !
^ ^ ^ ^
ورنه برای " هدفم "
ایستاده
از سر نسوزم اگر،
خر زالو ها مگس
پروانه می شوند !
خفاش، الهه شعرم !
^ ^ ^ ^
گونه هایم پاییز !
تالاریست از گفتمان اشکها

که خواهش لب هایم را

ناشنیده می گیرند

کاهش تبم را نادیده !

* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب

تا لب هایت

پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 03:38 ب.ظ
در انقلاب نگاهت
- من - تنها
مجسمه این شهرم!
که در میدانی - سرخ -
هنوز پا بر جاست
!

* * * *
- پژواره -

...

پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 11:35 ق.ظ

تا ناگفته ها

سوخته سینه ام !

مصمم
نفسم برای پرواز. . .
قفسم !
حوصله هیچ
مرغی را ندارد !
ختم مرا
در آینه بگیرید !

* * * *
- پژواره -

افتاده ام

پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 11:15 ق.ظ
آکنده دلم هنوز
به آمدنت گرم است
سرد حتی
برای بردن خاکسترم!
* * * *
افتاده ام!
نه از سر زبان ها
مثل اسبی از نفس
گرسنه چمدانی از دست
سوسوی ستاره ای نارس!
بی برگ
 رسیده سیبی از درخت!
* * * *
مرده - من - مردم!
دیوانه ای هستم
که از صخره افتاده ام!
* * * *
خاسته
لطفا بایستید!
اینجا
یک " قلب "
سکوت
کرده است!
* * * *
- پژواره -

برچسب‌ها: تا غروب

کوبه 5

دوشنبه 6 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 06:23 ب.ظ
یکی اگر به حق خود رسد،
 سکوت می کند
دیگری به مقامی
که سزاوارش نیست!
^ ^ ^ ^
پ.ن:
- سیاست -
اساس " فقر" است
فقر، اساس سیاست!
* * * *

- پژواره -

کوبه 4

دوشنبه 6 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 06:19 ب.ظ
گاهی مقام
دام می شود
دام ها مقام!

* * * *
- پژواره -

کوبه 2

دوشنبه 6 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 06:15 ب.ظ
گاهی یک - دوستت دارم -
یعنی
زهرترین واژه زندگی!

* * * *
- پژواره -

کوبه 1

دوشنبه 6 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 06:13 ب.ظ
تو کعبه منی و من
استطاعت ندارم!
* * * *
- پژواره -

آخرین برگ

جمعه 1 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت 11:14 ق.ظ
لب هایت پاییز
ناودانی ست جادویی
بر استخوان گونه ام
آن بیرنگ - گاه -
که می شکند در خون
 گوش دلم!
وَ آغاز آزادی را
با ناز آواز می کند!. . .

از باد های - ولگرد - دلم پاییز
چنان گر گرفته که تا غروب
رقصم اگر، محال است دیگر
 خاموش شوم!

تنها پاییز
به جای همّهِ تن ها
دلم
من، لرزیده است!...

بر اشکن کوچه
یاد سحر نبود اگر
ریخته بودم!
در سوگ آخرین
برگم
پاییز بگو چشم
در راه هنوز
نفس می کشم!
پلک تر کنم اگر
درکشیده
تنم، یخ می زند!

* * * * *
- پژوآره -
^ ^ ^ ^ ^ ^ ^

برچسب‌ها: تا غروب

تا قاصدک

سه‌شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 08:51 ب.ظ

کویی الهه ماه

کهِ کوچه های دلم را

هر غروب - من -

با اندوه باران

خیس می کنم

فرشته فرشته

با مژگان، جارو؟...

= = = =

- پژواره -

^ ^ ^ ^ ^ ^ ^

برچسب‌ها: تا غروب . . .

راه

شنبه 13 دی‌ماه سال 1393 ساعت 02:05 ب.ظ
- من - رفتنی بی
رد
- تو- آدینه آمدن. . .
.
.
.
کویی الهه آفتاب؟
کهِ نه
از یادم می روی. . .
نه آغوشم تبت را
فراموش می کند!

* * * * *
- پژواره -

^ ^ ^ ^ ^ ^ ^



برچسب‌ها: تا غروب

آخرین غروب

جمعه 12 دی‌ماه سال 1393 ساعت 01:55 ب.ظ
آفتاب اگر عاشق شقایق نبود
آخرین غروب را
با دختران ایل جشن می گرفت. . .

* * * * *

من از لحظه ها

دلگیرم!

* * * * *

- پژواره -

^ ^ ^ ^ ^ ^ ^


برچسب‌ها: تا غروب

عبور. . .

شنبه 29 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 10:56 ق.ظ
به جاذبهِ زمین
 زورم اگر می رسید
پرتوم را
 پس می گرفتم!. . .

* * * * *
دل می خواهم های!
از این عالم کِه هر شب
بر تنم - تب - می کند
کنم؛...
از کام گلها پرچمم جایی
جوانه زند دوشیزه
کهِ جز مهر ماه
فصلی دیگر ندارد!
ناخنِ عاریتی هیچ دردی
بهِ گردهِ جانِم آنجا آری
- تا - نرسد!
رأسِ ساعت سیری
آن دیار
 کهِ دوست می دارند
مادام. . . مقاوم. . .
تا گرسنهِ بِه مانم!. . .

= = = =

پ.ن:
دیدار به قیامت
برای گریختن
بهانه ای است
از " حقیقت " !

* * * * *
- پژواره -

^ ^ ^ ^ ^ ^ ^

برچسب‌ها: تا غروب . . .

ارغوانی، چند لحظه. . .

یکشنبه 16 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 02:43 ب.ظ
دلم را مهم نیست
 - تنها - تو شکنی
با افتادن هر برگ من
 درخت درخت می شکنم!

= = = =
تشنه ام!
کلید دلم را
کاش با خود نمی برد
آخر شام همیشه من
خون می خورم!

= = = =
تا قصاص من
تو از پای نمی افتی؟...
بی نفس تو
من اما زرد می شوم!

= = = =
غمگینم!
نه برای خویش
برای مردمی
که غم می فروشند
با نیرنگ، تا شادی خرند!

= = = =
تشنه
این دشت را تشت تشت
 پاشیدم...
با شب از- نیمه - گذشتم...
فردا
اگر به بارِ شقایق نشست
شبیه شوربختی ام
بر پیشانیِ شهر نوشته ای
آویزید که شیون شکستنم
از عشق را
- هیچ - شهزاده ای نشنید!

= = = =
خود را
هر قدر می تکانم
هرگز
سبک نمی شوم!

= = = =
شاعر قرار بود اگر
از " مرز" نگذرد
خدا بالش نمی داد!

* * * * *
- پژواره -

^ ^ ^ ^ ^ ^ ^

برچسب‌ها: تا غروب
 1   2   3   4   5  <<